X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 27 دی 1396

دست های من . . .

داشتم نماز می خوندم رسیدم به قنوت ،

نفری که کنارم بود خندید ،

گفت هااا بنیامین ایندفه دیگه حتما ،

دستِ خدا رو می گیری ...


توی نماز متاسفانه خندیدم +_+

دوباره گفت اینقدر دسِت رو میبری بالا ،

حواست باشه به چراغ ها نخوره ‌...


مادر بزرگ اُومد اینو به زور از اتاق بُردش بیرون √

و‌‌قتی نمازم تموم شد به این فکر کردم ،

که چرا همه به دست های من ، موقع دعا می خندن :/


حالا دستم خودش بلنده چکارش کنم ؟

آخه چه جوری دلتون میاد منو مسخره کنید ؟


میگه که ایندفه دیگه حتما ،

دستِ خدا رو می گیری ،

هنو دارم به حرفاش می خندم :)

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد