X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
جمعه 18 اسفند 1396

وقتی میگن مادر . . .

وقتی میگن مادر ،

به یاد میارم زنی رو که پُر از غم و درد و ناراحتیه ،

زنی که خسته است از من و پدر و همه ،

وقتی میگن مادر ،

بغضم می گیره ، ناراحت میشم ، دلم می گیره ،

واسه زنی که تموم زندگیش منم ...


مادر بنیامین برات گریه کنه ، واسه تو بخنده ، کمه ،

قلبم رو بگیری ، جونم رو فدات کنم ، کمه ،

ارزشه تو خیلی بیشتر از این حرفاس ،

آخه تو همیشه تمام خودتو واسه من گذاشتی ،

و من همیشه نصف و نیمه هواتو داشتم ...


وقتی میگن مادر ، خوب ترین زن ، یعنی تو رو به یاد میارم ،

دیشب می خواستم این پست رو بنویسم ،

خیلی زود تر از الان می خواستم واست بنویسم ،

ولی خب نشد دیگه به موقع بنویسم ،

همیشه من شرمندتم ، دیدی ؟

حتی برا از تو نوشتن دیر کردم ،

آره ، هر روز ، روزِ تو هست ،

و تو فرشته ی من رو زمینی ،

ولی خب خاک توی سرَم بگیره ،

حداقل این پست رو باید زودتر می نوشتم ...


وقتی میگن مادر دلم تنگ میشه ،

تو اولین زنی هسی که من ،

با تغییر صورتش گریه ام می گیره ،

وقتی میگن مادر نمی دونم چجوری حسم رو بگم ،

چروک های صورتت ، زانوهای دردت ،

من هرچی از تو باشه رو دوس دارم ،

ولی کاش هیچ وقت تو پیر نشی مادر، کاش ...


کنسرت امشب رو نمی خواستم برم ،

ولی خب 120 هزارتون بلیط ، اونم واسه من رایگان ،

اگه نمی رفتم باید مطمین میشدی ، که مشکلِ مغزی دارم ،

ولی خب توی کنسرت هم به یادت بودم ،

با وجود این همه دختر قشنگ ، مادر تو از یادم نرفتی :)


راستی من ماه رو خیلی دوس دارم ،

خیلی بیشتر از خورشید و ستاره ها ،

حتی بیشتر از خوده آسمون من ماه رو دوس دارم ،

و چقدر تو شبیه ماه هسی مادرم ،

کپی برابر اصلِ خدایی مادرم ... 


وقتی میگن مادر ، یعنی :

وقتشه دیوونه بشم ، به سیمِ آخر بزنم ،

وقتشه که شمارتو بگیرم و زنگ‌ بزنم ...


وقتی میگن مادر ، یعنی :

بیام پا بوس ، بیام دست بوس ،

بیام خاکِ پات بشم ...

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد