پنج‌شنبه 24 خرداد 1397

خوبه یهویی . . .

حسای خوبی هست که یهویی میاد ،

فرقی نمی کنه کجایی ، چه می کنی ،

حسای خوبی هست که یهویی میاد ،

شاید این حسه خوب رو از کسی بگیری ،

که حتی چهرش رو ندیدی ، خوب نمی شناسیش ،

ولی خیلی خوب یهویی یه حسه خوب اَزش می گیری ،


حسای خوبی هست که یهویی میاد ،

امشب وبلاگ بارانی رو داشتم می خوندم ،

این خانم واسه پُست هاش خیلی وقت میذاره ،

همیشه همراه با متن ، عکس های قشنگی هم میذاره ،

خیلی هم خانم با انرژی و مثبتی هست ،

خدا حفظ کنه اینجور وبلاگ ها رو واسه اسکای ؛


جواب کامنتِ منو یه جور بامزه ای نوشتن ،

یه شعری هم ‌نوشتن که منو به سال های قبل بُرد ،

وقتی که بچه بودم ، یه بچه ی واقعا بی خیال ،

بی خیال از همه و همچی‌ ، دغدغه نداشتیم ما اصن ؛


اونیکه شبا بیداره‌ ، لباس یشمی داره 

مواظب شهر ما ، مواظب خونه هاست

پلیس مهربونه ، همیشه خوش زبونه 

با آدمای بدکار ، با دزدای خطا کار

دشمن و میجنگه ، آقا پلیسه زرنگه

کلاه و تفنگ داره ، شبا که ما میخوابیم 

آقا پلیسه بیداره ، ما خواب خوش می بینیم 

اون دنباله شکاره ، آقا پلیسه زرنگه

با دزدا خوب میجنگه ، مردم اونو دوست دارن

بهش احترام میزارن √


خیلی مخلصات ، ممنونم ، تشکرات

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد