X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
سه‌شنبه 12 تیر 1397

دیدم که زد . . .

داشتم نگاه فیلم می کردم .. یهویی منو زد !

خواست که فرار کنه ، یکی زدم توی سرش ،

اینقدر سریع زدمش که متوجه نشد من بودم ؛


شک کرد به خواهرش که تازه اومد‌ه بود توی اتاق ،

گرفت اونو زد ، بحث کردن ، دعوا شد ؛


من گفتم پسر جان تو خیلی شیطونی ،

منو زدی ، بعد خیال کردی نفهمیدم تویی !؟

گفت تو رو دایی زد ، گفتم خب باشه دایی زد ،

چرا خواهرتو زدی ؟ گفت اون زد توی سرم ..


گفتم خب ببین داری اشتباه می کنی ،

از خواهرت معذرت خواهی کن ، برو داداش رو بزن ،

من حواسم بود و دیدم که داداشِت زد توی سرت ،

خیلی هم محکم زد ، دلم واست سوخت -_-


گفت داداش ؟! گفتم آره دیدم که زد ،
خلاصه رفت که تلافی کنه ، اما با گریه بَرگشت ،
زورش به داداش نرسید ...
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد