چهارشنبه 27 تیر 1397

مَـن پَـستـم . . .

به دلم موند یه بار من ،

بگم پَستـم ، بگن نـه ، بگم بیشعـورم ، بگن نـه ،

بگم من خــَرم ، بگن نـه ، بگم بد بودم ؟ و بگن نـه ..

و میشه مثبت هم به این موضوع نگاه کرد ،

خیلی خوبه که خانواده همیشه حرفای منو تایید می کنن ~_~


چند دقه پیش با پدر بحثم شد ،

بهش گفتم می دونم که عمو اشتباه کرده و تمام ..

پدر مکث کرد ، خیلی بد نگام کرد ،

و گفت بنیامین بی معرفتی ، خیلی بی تعصبی ..


گفتم آره من بی تعصبم ، من پَستم ..

این `` من پَستم `` ‌که گفتم دیگه پدر ،

به شکل های مختلف توی صحبت هاش ،

یه جوری می خواست به من ثابت کنه که پَستم :|


مثلا چند تا فحش خیلی مخصوص نثارم کرد ،

و در آخر گفت بچه اینقدر پَست ، دشمن بزرگ کردیم ؛


من بهش گفتم الکی طرفداری نکن ،

خب وقتی عمو اشتباه کرده .. بگم اشتباه نکرده ؟


دوباره پدر با اندکی مکث ،

گفت پَستِ نفهم ، دارم بهت میگم ،

عموت اصلا از این ماجرا خبر نداشته ؛


و دیگه دیدم این بحث به‌ جایی نمیرسه ،

آروم محل بحث رو ترک کردم ،

 اومدم توی اتاقم و حتی الان ،

که دارم واستون می نویسم ،

صداشو کم و بیش می شنوم ،

هنوز پدر تاکید ویژه ای رو این داره ،

که من پسرِ پَستی ام +_+


اما یه اعتراف صادقانه ای باید کنم ،

که من عاشق این فحش های هستم ،

که پدر با هم میکس می کنه ،

چند تا فحش رو یجا میگه ،

مثال : پَستِ نفهم :|


مورد داشتیم خیلی عصبی شده ،

به زبون جنوبی گفته `` گا بعزته ``

یعنی گاو از تو خاصیتش بیشتره -_-

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد