جمعه 12 مرداد 1397

حکایت همیشه . . .

چراغ خواب روشن کردم ،

نشستم رو تخت دارم به این هدفن میگم :

این گره ها واسه چیه ؟ لعنتی الان وقتشه ؟

شب جمعه باید عشقی باشه ، با بوس و بغل شروع بشه ،

چرا تو داری با این گره ها منو اذیت می کنی ؟

اصن تو چجوری گره می خوری ؟


حالا که گره ها رو یکی یکی باز کردم ،

یه آهنگ خوب حسن شماعی زاده خوند ،

اونم همین `` زنده باد عشق ``

با خودم گفتم این آهنگ رو بذارم ،

که بخندم ، روحم شاد بشه ،

و شب جمعه خوبی رو سپری کنم ؛


که متاسفانه این هدفن نذاشت ،

دلم به حداقل یه آهنگ خوش باشه ~_~

ایندفه صدا هی قطع میشه ،

و این حکایت همیشه است ،

من همیشه با هدفن مشکل دارم ...


شب جمعه ای که نتونی یه آهنگ گوش بگیری ،

شب جمعه است واقعا ؟ به این میشه گفت شـب جمعـه ؟

حال و روز الانِ من از صبح شنبه هم بدتره -_-


می خواستم هدفون بی سیم بگیرم ،

که یهویی همچی الکی الکی گرون شد !

حالا قیمت هدفون بی سیم ،

با پراید مدل 90 برابری می کنه ...

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد