X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
شنبه 10 شهریور 1397

شلوارک . . .

هوا اینجا خیلی گرمه ،

برا همین شب ها من مایل به لختم ،

یعنی فقط شلوارک پام هست ؛


امشب آشغال ها رو خواستم بذارم بیرون ،

بعد با خودم گفتم این وقت شب ،

هیشکی توی کوچه نیست ،

دیگه نمی خواد لباس عوض کنم ،

با همین شلوارک میرم و بَرمی گردم  ؛


در حیاط رو باز کردم ، چند قدم که رفتم ،

دختر همسایه رو دیدم تا زل زده به من ،

و چشم از شلوارک هم بَرنمیداره ..


خیلی دلم می خواست بهش بگم ،

این‌ وقته شب اینجا چی می خوای ؟

حالا من اومدم آشغال ها رو بذارم بیرون ،

تو چرا اومدی !؟ واقعا چرا ؟


اگه واسه همون پسری که یه پارس مشکی داره ،

خیال می کنی ما حواسمون‌ نیست ،

که این پسر میاد دنبالت ،

بعد تو‌ میری‌ کوچه جلویی سوار میشی ..

اگه الان هم واسه اون پسر وایسادی !

باید خدمتت عرض کنم خانم محترم ،

این تو رو نمی گیره ، حاضرم شرط ببندم باهات -_-

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد